5

چهارشنبه 25 فروردین 1395

حال پدر بزرگ همونجوریه.

بهوش نیومده هنوز. ی هفته از عملش گذشته و دیگه خدا میدونه موندنیه یا رفتنی

فقط اینکه ما از سفر افتادیم

قراره 4 اردیبهشت بریم انشاله. اگه باز بند و بستی تو کار نخوره

 

پ.ن:

هرچه پیش آید ، خوش آید

نظرات (2)
دختر تاریخ سفر رو آدم هیچوقت تو بوق و شیپور نمیکنه به کسی بگه
مادربزرگ خدابیامرزم میگفت: هرموقع یه لقمه ایی رو کامل قورت دادی، اونوقت شکرش رو به جا بیار
گرفتی منظورمو؟
اون تاریخ رو بردار و به هیچکی هم نگو کی و کجا میخوای بری.
پاسخ:
والا جز خواهرم که قراره همسفرمون باشه هیچکی نمیدونه
ولی واااای به روزی که خانواده شوهر بفهمن.
آی که تیر و طعنه ها بسی پرتاب شود بسویمان
انشاله که هر چه زودتر خوب بشن ولی اگر هم رفتنیه کاش زودتر تکلیف همه معلوم بشه ...
پاسخ:
انشاله.
بلا تکلیفی بد دردیه
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.